خط داستانی
سوفی، یک کارمند جوان، در راه بازگشت از محل کارش مورد تجاوز قرار میگیرد و مدتی بعد متوجه میشود که باردار است. او نمیخواهد بچه را نگه دارد اما سقط جنین غیرقانونی است. او به چه کسی میتواند بگوید؟ ابتدا راز خود را برای خود نگه میدارد اما ژاک، دوستپسرش، متوجه میشود که چیزی در او درست نیست و موفق میشود او را وادار به صحبت کند. وقتی او از وضعیت سوفی مطلع میشود، به او توصیه میکند که به مادرش بگوید. در ابتدا، سوفی مضطرب نمیتواند این کار را انجام دهد زیرا احساس میکند خیلی پایین است اما در نهایت این کار را میکند. مادر سوفی که بلافاصله با دخترش همدردی میکند، متعهد میشود که راه حلی پیدا کند، چرا که نه یک کلینیک در لندن؟