خط داستانی
با رؤیای رهایی از زندگی فقرزده، آیدا که گارگر است، پدر بستری اشباه، مادر اخلاق گرا، برادر بیکار و خواهر بی هنرش را ترک می کند تا با دوستش کاردینگ زندگی کند که او را نجات میدهد. اما نقشه اش تنها بدبختی بیشتری به همراه دارد. کاردینگ به دلیل فروش دارو به زندان می رود. آیدا سقط جنین را انتخاب می کند. او بعدها با مرد ثروتمندی زندگی می کند تا جاه طلبی اش را تامین کند. کاردینگ از زندان آزاد میشود و از affair غیرقانونی همسرش باخبر میشود.