خط داستانی
پسری جوان که در شهر بزرگ با خانواده اش زندگی می کند دچار مشکلی است. پدرش قمارباز است و وی بی گاه جادویی است. یک روز باعث بازداشت پدر می شود و اتفاقاتی ناگوار برای هر کس که به او نزدیک است رخ می دهد. در نهایت پدر زحمتکش او را به عمو در روستا می فرستد تا با این حال اگر عمو و پدربزرگ مانند مادر مهربان و محبت آمیز باشند، عمه دچار ظلم می شود. خوشبختانه وی با دختری جوان آشنا می شود و به زودی خوش شانسی اش تغییر می کند