خط داستانی
دو پسر در یک تعطیلات غیرمنتظره به صورت پیاده هستند. آنها دختری را ملاقات میکنند که تنها یک بیکینی زیر کت خود دارد. او میگوید که لباسهایش در حین شنا دزدیده شده است. او به جمع آنها ملحق میشود. آنها برای او لباس میدزدند. در طول فیلم کمی بوسه رد و بدل میشود اما هیچ چیزی که باعث حسادت دیگری شود. در بیشتر فیلم آنها از لذتهای کوچک لذت میبرند. اما گاهی اوقات وقتی دختر تنهاست، دچار حملات عاطفی بسیار دردناک میشود. در پایان مشخص میشود که او یک زندانی سابق کودک در یک اردوگاه کار اجباری آلمان بوده که از یک بیمارستان روانی با بیکینی و کت فرار کرده است. برخی از کارکنان در حال جستجوی او بودند. اما وقتی او آنها را میبیند، خودکشی میکند.