خط داستانی
شانکار نوجوانی خودکار است که از والدین و مادرزن قدرتمند فرزندان را تحقیر و طرد میکند. با این حال، او با کار سخت خود به خوبی میدرخشد و با همسرش سونا و فرزند بیماری به زندگی شاد ادامه میدهد. در این زمان برادران ناپدری شیطنتآور شده از شیرینخوار، ازار و پردو سهام شانکار را میطلبند تا اموالش را به چنگ آورند و شخص شیری به نام شر سینگ را برای حذف او به کار میگیرند تا او را اعلام کنند مرده است. سونا با اطلاع از این قضیه دست به خودکشی میزند اما با کمک روهانه راوی نجات مییابد. در نهایت، شانکار و راوی آنها را از میان برمیدارند وقتی که راوی در حالی که از Munna محافظت میکند شدیداً زخمی میشود تا نفس خود را از دست بدهد. فیلم با رفتن راوی به جایگاه بازتابی به پایان میرسد و شانکار و سونا به یکدیگر میپیوندند.