خط داستانی
بیست ساله در بوداپست در دهه سی. صاحب رستوران لاسلو از پیانیست آندراس می خواهد تا در رستورانش بنوازد. هر دو به زنی زیبا به نام ایلونا علاقه مند می شوند که آندراس را به اولین قطعات آهنگش سوق می دهد. آهنگ او با نام شب افسرده در ابتدا محبوب است اما ترسناک می شود زیرا ملودی غم انگیز به دنبال خود سلسله اقدام به خودکشی ها را می آورد. تعادل شکننده سه نفره رابطه عاشقانه هنگامی که آقای آلمانی هانس نیز به ایلونا علاقه مند می شود، دستخوش وضعیت نامتناسبی می گردد