خط داستانی
ایوان پسری است که خانوادهاش تصمیم دارد با گذر از نیویورک به شیلی بازگردد، پس از دههای دوری. ایوان مانند پسر شیلیاییای که پدربزرگ و مادربزرگش دوست دارند نباشد: او اخم میکند، اپرا را از دست میدهد، چیزها را عجیب و زشت میبیند و مانند یک «بیگ گرینگویی» واقعی رفتار میکند (از این رو عنوان).