خط داستانی
جان اسمیت یک فراری است که به دلیل دوران کودکی سرکوبگرانهای که مادرش بر او تحمیل کرده، در حال فرار است. وقتی او دو ساله بود، مادرش او را فریب داد تا تختخوابش را با یک تخت عوض کند و بعداً، وقتی او انتظار داشت خواهرش به دنیا بیاید، یک برادر کوچک به خانه آورد. جان از این وضعیت خسته شده و قصد دارد از خانه فرار کند، اما باید در کنار خیابان بایستد زیرا مادرش اجازه نمیدهد جان ۶ ساله از خیابان عبور کند.