خط داستانی
فرانسوا و ویکتور در نمایشگاه سرگرمی آبنبات سخت میفروشند. آنها همچنین جیزل، یک کودک یکسالهای که در کنار جاده پیدا کردهاند، بزرگ میکنند. اگرچه این دو مرد اغلب با یکدیگر درگیر میشوند، اما بهترین دوستان هستند و با سایر افراد نمایشگاه به خوبی کنار میآیند. اما وقتی از لیسا، دختر فالگیر، در برابر دده، یک اوباش که او را آزار میدهد، دفاع میکنند، خشم او را برمیانگیزند. دده به دکه دو دوست آتش میزند و آنها مجبور میشوند به جاده بروند.