خط داستانی
یورن با برادرش تو گرگین والدینش در خانهٔ پدربزرگ و مادربزرگ زندگی می کند مادرش در حادثه ای درگذشته و پدرش در خارج کار می کند. او مادرش را از دست می دهد و گرایش به خطر دارد. در مدرسه با گروهش بازی می کند، در پی یافتن عشق به جیل می رسد و با جذابیت پنهانی او را مجذوب می کند، هرچند جیل با مرد دیگری زندگی می کند. یورن که عشق را می یابد از گروه فاصله می گیرد و اتفاقات مدرسه تشدید می شود، نامه ای از پدر در روز تولد دریافت می کند که نامه خداحافظی مادر را دربر دارد.