خط داستانی
«روزها شر هستند» - بر پایهٔ رمانِ با همان نامِ آن کارنین النستاد. رابرتِ نروژی-آمریکایی پس از سالها دوری به محل غربتِ خود بازمیگردد. او رابطهٔ صمیمانهای با همسری ۳۶ ساله به نام هایلدگین پیدا میکند، که به همسرِ توره ازدواج کرده است. هایلدگین مرکزِ داستان است. رابطهٔ گرمِ او با رابرت به زودی واکنشهایی در میان مردم دهکدهٔ ساحلیِ کوچک برمیانگیزد، اما هایلدگین از احساسگراییِ بیپروا کم میکند و به شدت نشان بده که تنشِ مخربی در حالِ رشد است. «روزهای شر هستند» داستانی مهیج و شدید است دربارهٔ چگونه شر از حسادت و سوءتفاهمِ جمعی میتواند رشد کند و ازدواج، دوستی و عشق را از بین ببرد.