فرانکو نرو و تلی ساوالاس در داستانی درباره یک گروه سه نفره از دزدان جواهرات بازی میکنند که پس از یک سرقت ناموفق در حال فرار هستند. پس از خراب کردن ماشین خود، آنها ماشین دیگری را میدزدند، غافل از اینکه یک نوجوان در عقب آن پنهان شده است. با افزایش اضطراب در فرار، این جوان کشف میشود و تعادل دزدان را به هم میزند.