خط داستانی
به نظر میرسد که زوج مارسنات همه چیزهایی را که برای خوشبختی نیاز دارند، دارند. با این حال، بیخیالی اودیل و حسادت فیلیپ باعث دوری این زوج میشود. فیلیپ، مدیر کسبوکار چاپ خانواده، در ایزابل، کارمند قدیمی کارخانه کاغذ، آرامش مییابد. زندگی روزمره ایزابل که کاملاً به کارش اختصاص داده شده، فیلیپ را به برقراری یک رابطه عاشقانه با میسای جوان و بازیگوش سوق میدهد. اما، با مواجهه با غم ایزابل، فیلیپ رابطه را به پایان میرساند. وقتی اودیل، که از جداییشان تسلی ندارد، سرانجام خودکشی میکند، فیلیپ متوجه میشود که او عشق واقعیاش بوده است.