خط داستانی
رگاب، یک ملوان فقیر، پس از سه سال غیبت به اسکندریه بازمیگردد، در طول این مدت سعی کرده بود پول جمع کند تا با عشق واقعیاش، حامده، ازدواج کند. اما در بندر مشکلاتی وجود دارد و با یک دوست قدیمی مواجه میشود.
رگاب، یک ملوان فقیر، پس از سه سال غیبت به اسکندریه بازمیگردد، در طول این مدت سعی کرده بود پول جمع کند تا با عشق واقعیاش، حامده، ازدواج کند. اما در بندر مشکلاتی وجود دارد و با یک دوست قدیمی مواجه میشود.