خط داستانی
ماریان از شغلش در یک مزرعه راضی نیست و رویای رفتن به شهر بزرگ را در سر دارد. وقتی بالاخره تصمیم میگیرد برود، در بدو ورود مورد سرقت قرار میگیرد. دو مرد سالخورده تصمیم میگیرند به او کمک کنند تا از خطرات شهر دور بماند.
ماریان از شغلش در یک مزرعه راضی نیست و رویای رفتن به شهر بزرگ را در سر دارد. وقتی بالاخره تصمیم میگیرد برود، در بدو ورود مورد سرقت قرار میگیرد. دو مرد سالخورده تصمیم میگیرند به او کمک کنند تا از خطرات شهر دور بماند.