خط داستانی
جاننی از تبهکار کوچک فرانک ویلسون جرم را یاد میگیرد. وقتی ویلسون با اسلحهای که از نامزد خواهر جاننی، مَج، دزدیده شده، یک دلال طلا را میکشد، فرد به خانه مرگ سینگ سینگ میرود. ویلسون تمام فشار ممکن را به جاننی وارد میکند تا او را ساکت نگه دارد، حتی بعد از اینکه خود ویلسون و جاننی در زندان بزرگ گرفتار میشوند.