خط داستانی
جورج براون به عنوان یک نگهبان حمله هوایی رد میشود و در این فرآیند پتانسیل خود برای پیوستن به نیروی هوایی سلطنتی را میبیند. رویاهای او به زودی ممکن است به حقیقت بپیوندند زیرا متوجه میشود که در واقع دوستش برخی مدارک بسیار مهم را جا گذاشته است. او لباس نیروی هوایی سلطنتی خود را به تن میکند و مدارک را تحویل میدهد در حالی که به اشتباه به عنوان یک راننده تحویل از ستاد شناخته میشود. او به زودی هدف جوکهای سرگردش میشود که باعث میشود او به طور نامحدود در پایگاه هوایی بماند. جورج به زودی عاشق دختر سرگرد میشود و وقتی هویت واقعی او را کشف میکند، تهدید میکند که او را گزارش خواهد داد. در روز بازرسی سالانه، جورج سعی میکند از پایگاه فرار کند و در یک هواپیما قرار میگیرد، در حالی که افسر بازرسی نظارهگر است، نمایش هواپیمای جورج خیرهکننده است و افسر بازرسی اصرار دارد که او باید مورد تقدیر قرار گیرد. برای نجات خود، جورج موفق میشود هواپیما را فرود آورد و به عنوان یک خلبان توسط نیروی هوایی سلطنتی پذیرفته میشود.