خط داستانی
پس از اینکه ال لوبو دون خوزه را غارت میکند، یکی از اشیای دزدیده شده را به کونچیتا میدهد. بعداً، زمانی که او آنیتا را در یک کالسکه فراری نجات میدهد، دون پدرو او را به عروسی آنیتا و پسرش دون خوزه دعوت میکند. اما کونچیتا در عروسی حضور دارد و او را شناسایی میکند که این موضوع جان او را در خطر میاندازد.