خط داستانی
این فیلم کلاسیک صامت، مانند بسیاری دیگر که در پایان دوران صامت تولید شدهاند، هم یک نمایش تئاتری با یک موسیقی ارکسترال اصلی و هم یک اثر است که سالها در تاریکی مانده بود. وقتی کارلو پیکاردی آنچه را که از موسیقی موریس ژوبرت باقی مانده بود، بازسازی کرد، فیلمهای موجود ترمیم شدند و با یک اجرای ارکسترال جدید که در پاریس در سال 1988 نمایش داده شد، جفت شدند. داستان فیلم به مشکلات زنی میپردازد که بهطور راحتی بهعنوان معشوقه یک سرهنگ در ارتش تزار در روسیه زندگی میکند. اما او در نهایت با یک لیوتنانت بیپول مواجه میشود و به شدت عاشق او میشود، همانطور که او نیز عاشق او میشود. با وجود بهترین نیتهای او برای ماندن با سرهنگ و نیت او برای اجتناب از دردسر با سربازان همقطار، آنها نمیتوانند از این رابطه دست بکشند و تراژدی نتیجه اجتنابناپذیر است. عنوان به یک حادثه احساسی در داستان اشاره دارد و به معنای "دروغ شگفتانگیز نینا پتروونا" است.