خط داستانی
با خرید کارنی کارناوال و نمایش جاده، ورزشکار بیرحم مارتین تراسک فرض میکند که مالک رکس، بهترین اسب آموزشدیده جهان و سوارکارش، مارگی اسمیت است. دختر رکس را آزاد میکند، از تراسک در یک واگن فراری میگریزد و در پناه یک کشاورز جوان کابوی به نام جک مریت میرود که به او عاشق میشود.