لرد سیریل ویمبورن، یک وکیل، از همسرش مایرا طلاق میگیرد و حضانت فرزندشان، کنیون، را به دست میآورد وقتی که نام او را با سرهنگ ولخرج پولاک مرتبط میبیند. مایرا به انزوا میرود در حالی که پولاک، به منظور پنهان کردن بیگناهی مایرا، به برمه میرود. چند سال بعد، مایرا کنیون را در پارک با خانم دبنهم، بیوهای که به ویمبورن علاقهمند است، میبیند. با توجه به شباهت بین خانم در پارک (که او را "پرنسس" خود مینامد) و عکسی از مادرش، کنیون مایرا را به شام دعوت میکند در زمانی که پدرش، که ملاقاتها به پارک را محدود کرده، برنامه دارد که دور باشد. در همین حال، هارولد کورتنی، یک دوست قدیمی خانواده، فرصتی برای reunite کردن این زوج جداشده میبیند.