خط داستانی
چیک ویلیامز، یک گنگستر دوران ممنوعیت، بلافاصله پس از آزادی از زندان به باند خود ملحق میشود. وقتی یک پلیس در حین یک سرقت کشته میشود، او تحت مظنون قرار میگیرد. این گنگستر، جوآن، دختر یک پلیس، را به تئاتر میبرد، در حین استراحت از تئاتر خارج میشود تا جرم را مرتکب شود و سپس از او برای حمایت از عذر خود استفاده میکند. تیم کارآگاهان از پیشرفتهترین و وحشیانهترین تکنیکها، از جمله کاشت یک مأمور مخفی در باند، برای به عدالت رساندن او استفاده میکند.