خط داستانی
جیم والاس، یک مهندس جوان، توسط هموند، مدیر یک املاک در شمال غرب، استخدام میشود تا کانالهایی برای یک کمپ چوببری بسازد، اما داناوان، سرپرست، او را نمیپسندد و موانع زیادی در سر راهش قرار میدهد. ویرجینیا کولسون، مالک املاک، و خدمتکارش دات میرسند و وقتی هموند به ویرجینیا پیشنهاد ازدواج میدهد، او اعلامیهاش را به نفع جیم رد میکند. بعداً، وقتی داناوان به قتل میرسد، مظنون به جیم میشود که محکوم و به حبس ابد sentenced میشود. هموند شواهدی درباره قاتل، گوفوس، یک نیمهعاقل، به دست میآورد و برنامهریزی میکند تا از آن برای مجبور کردن ویرجینیا به ازدواج با خود استفاده کند؛ گوفوس هموند را زخمی میکند و وقتی میبیند که او را نکشته، آتشسوزی جنگلی را آغاز میکند. جیم که با کمک دوستش، بادی، از زندان فرار کرده، ویرجینیا را از کلبه در حال سوختن نجات میدهد؛ گوفوس به قتل اعتراف میکند و جیم آزاد میشود.