خط داستانی
همسر یک آسیابان احمق در بستر مرگ است و آسیابان باید زنی جدید برای ازدواج پیدا کند. او انتظار دارد با خواهر یک جنگلبان محلی، زنی با سلیقه که میخواهد عاشقش شود، ازدواج کند. او مهربان و مادری است، هرچند مسیحی نسبتاً سختگیر. اما آسیابان به خدمتکارش، لیز، که زنی بیرحم و حسابگر است و مصمم به بالا رفتن از نردبان اجتماعی است، تمایل دارد. لیز سعی میکند با استفاده از جذابیت طبقه پایین و کمی جادو آسیابان را فریب دهد.