خط داستانی
پس از مرگ مادر جوان روث باومن، این دختر توسط آگاتا پیکلی بزرگ میشود و به مرور زمان به پسر آگاتا، اریک، علاقهمند میشود. در حالی که اریک در دریا با کاپیتان اسکادر بر روی قایقی متعلق به جیم و هیرام هاولی است، یک روستایی حسود شایعه میکند که روث نامشروع است و مردم شهر به او بیاعتنایی میکنند. جیم هیرام پس از ورود قایق به بندر آن را آتش میزند تا پول بیمه دریافت کند و روث، با این باور که اریک در قایق است، سعی میکند او را نجات دهد. وقتی روث و اریک به سلامت فرار میکنند، کاپیتان اسکادر فاش میکند که او، پدر گمشده روث، به طور قانونی با مادرش ازدواج کرده بوده که این موضوع نام نیک روث را دوباره برقرار میکند و به او اجازه میدهد با اریک ازدواج کند.