خط داستانی
جکی کرنوود، دختر سرهنگ فرمانده یک پست نظامی، از روزمرگیهای زندگی در پست خسته شده و برای شکستن یکنواختی، یک گروه دخترانه تشکیل میدهد که پدرش با آن مخالف است. وقتی سرهنگ او را مجبور به انحلال گروه میکند، او تصمیم میگیرد فرار کند و پرستار صلیب سرخ شود. اما قبل از اینکه بتواند این کار را انجام دهد، به شواهدی از یک حلقه جاسوسی برمیخورد که توسط یک افسر در پست هدایت میشود و در حال برنامهریزی برای انفجار یک قطار نظامی است و به نظر میرسد که جاسوس اصلی، دوستپسرش، ستوان آدیر باشد.