خط داستانی
جان اوکهرست، یک قمارباز نجیب، با سندی مورتون دوست میشود، کسی که حق تولد خود را از طریق قمار و نوشیدن بیش از حد هدر داده و از دید پدرش افتاده است. اگرچه اوکهرست به زودی جای سندی را در محبتهای پدرش میگیرد، او سوار قطاری به سمت غرب میشود و با پریچارد، یک الکلی، و همسرش، دوشس، ملاقات میکند. پریچارد تحت تعقیب قانون است و اوکهرست به او کمک میکند تا از کارآگاهانی که در پی او هستند فرار کند.