خط داستانی
وصیت دکتر اندروز، بخش عمدهای از اموالش را به خواهرزادهاش، ماری، که یتیمی در یک شهر معدنی دور زندگی میکرد، واگذار کرد. باقیمانده کوچک ثروتش به برادرزاده متاهلش، جان، که با او پزشکی میکرد و حالا به عنوان وصی اموالش منصوب شده بود، رسید، اما او احساس میکرد که باید تنها وارث میشد.