خط داستانی
شوهر مابل یک راننده کالسکه هانسوم است. پس از یک مشاجره، مابل خود را رها شده تصور میکند و به سخنان شیرین یک وسوسهگر گوش میدهد و در نهایت با او برای فرار توافق میکند. پسری برای کالسکه فرستاده میشود و جوان بیگناه شوهر را صدا میزند. وسیله نقلیه میرسد و زوج به داخل آن میدوند، هویت آنها توسط راننده نادیده گرفته میشود و آنها در یکدیگر غرق شدهاند و متوجه مرد روی صندلی نمیشوند. شوهر نگاهی به آینه میاندازد که داخل کالسکه را نشان میدهد و ماجرا آغاز میشود. یک مبارزه کمدی بین دو مرد رخ میدهد و فردی که میخواهد خانواده را خراب کند به شدت تنبیه میشود و مابل پشیمان به آغوش شوهرش بازمیگردد.